X
تبلیغات
رایتل
ترکیه همسایه غربی
002376.jpg


دکتر محمدقلی میناوند
minavand2001@ yahoo.com
۱) در مجاورت مرزهای غربی آسیا در همسایگی ایران کشوری قرار دارد با سابقه طولانی و پشتوانه عظیم تاریخی و فرهنگی که اکثریت عظیم مردم آن مسلمانند و در زمانی نه چندان دور امپراتوری عثمانی یعنی آخرین نمونه خلافت اسلامی را اداره می کردند و هنوز هم بیش از هر چیز خود را مسلمان می دانند و اغلب نمادها و نمودهای تاریخی و فرهنگی آنها خمیرمایه شرقی دارد.
۲) در منتهی الیه شرق اروپا و در سواحل مدیترانه کشوری قرار دارد با نظام سیاسی لائیک که رسما به صورت دمکراتیک اداره می شود و نهادهای مدنی و سیاسی و حقوقی آن با معیارها و هنجارهای اروپایی انطباق دارد و مردم و دولت آن یکصدا و همسو در تلاشند تا هرچه سریعتر به اتحادیه ای بپیوندند که نماینده وحدت و هماهنگی منافع اروپایی است و در این راه از هیچ گونه کوششی دریغ نمی کنند و حتی تحقیر را به جان می خرند به این امید که زمان بزرگی فرا رسد.
۳) کدامیک از این دو کشور ترکیه است؟ آیا ترکیه کشوری اروپایی است یا آسیایی؟ احتمالا کسی به درستی پاسخ این سؤال را نمی داند. اصولا چرا باید فرض کنیم که میان این دو جنبه تعارض و تضادی وجود دارد؟ آیا نمی توان تصور کرد که ترکیه یا هر کشور دیگری عناصری از هر دو فرهنگ آسیایی و اروپایی را داشته باشد و این عناصر به گونه ای با هم همزیستی مسالمت آمیز داشته باشند؟ به نظر می رسد که بسیاری از سیاستمداران و اندیشمندان و حتی مردم عادی در ترکیه چنین نظری دارند. آنها بر این عقیده اند که وجود عناصر فرهنگ اروپایی و آسیایی در این کشور بیانگر غنا و تنوعی است که در اغلب کشورهای دیگر آسیا و اروپا یافت نمی شود پس این امر نقطه قوتی برای ترکیه است که باید آن را غنیمت شمرد. اما دیگران چنین عقیده ای ندارند.
۴) سه نیروی قدرتمند زندگی سیاسی را در ترکیه تحت تإثیر قرار می دهند. نخست ملی گرایی نیرومندی که با ظهور ترک های جوان قدرتی فزاینده یافت و شخص آتاتورک بزرگترین نماینده آن بود. ناسیونالیزم ترکی که گاهی در شکل پان ترکیسم تجلی می کند مهمترین عامل شکل گیری دولت و کشور جدید ترکیه و ادامه یافتن آن در قرن بیستم میلادی به شمار می آید. نیروی قدرتمند دیگری که در زندگی سیاسی مردم ترکیه نقش فوق العاده مؤثر و قدرتمندی ایفاء می کند صورت خاصی از غرب گرایی است که بخش عمده ای از طبقات متوسط و بالا به ویژه نظامیان،روشنفکران و صاحبان صنایع و بازرگانان در طیف حامیان و حاملان آن قرار دارند. این نگرش از هنگام ایجاد ترکیه جدید به دست کمال آتاتورک در ساختار دولت و نهادهای عمومی و مدنی نفوذ داده شد و در قانون اساسی ترکیه به عنوان ایدئولوژی رسمی دولت لحاظ شد. در واقع این دو نیروی سیاسی یعنی ناسیونالیزم ترکی و غرب گرایی از همان هنگام که آتاتورک دولت جدید را بنیان نهاد همواره به مثابه دو نیروی همزاد تلقی شده اند و بسیار کسان چه در ترکیه و چه در خارج از این کشور اصولا این دو نیرو را یکی می پندارند و تصوری از دو گانگی این دو عنصر ندارند. حال آنکه ملی گرایی ترکی می تواند اشکالی متفاوت با آنچه تاکنون داشته است به خود بگیرد و این نکته ای است که به تازگی با تقویت نیروی سوم یعنی اسلام سیاسی در ترکیه به تدریج مورد توجه قرار گرفته است. اسلام دین مردم ترکیه است و آنها از قرن ها پیش بر اساس تعالیم آن زیسته اند. همچون اغلب کشورهای اسلامی، این دین چنان در تارو پود مردم ترکیه درآمیخته است که هرگز نمی توان روزی را تصور کرد که ارزش ها و هنجارهای دینی از زندگی این مردم بیرون برود. البته تا زمانی که اسلام را نیرویی غیر سیاسی به شمار آوریم شاید چندان مشکلی در ادامه یافتن وضع کنونی پیش نیاید اما واقعیت این است که امروز اسلام نیروی سیاسی بسیار توانمندی است که نه تنها گرایش غرب گرایانه سنتی را در ترکیه به چالش فرامی خواند بلکه ناسیونالیسم ترکی را نیز تحت الشعاع قرار داده است و برخی بر این باورند که ناسیونالیسم ترکی نیز با گذشت زمان تا حدودی رنگ و لعاب دینی به خود می گیرد چون محتوای ملی گرایی ترکی قابل تغییر است.
۵) آیا در ترکیه امروز نیز همچون بسیاری از دیگر کشورهای اسلامی مشکل اساسی معارضه دشوار پیچیده و لاینحل سنت و مدرنیته است؟ واقعیت این است که اسلام جدید همچون ملی گرایی جدید و غرب گرایی جدید ترکیه همواره در صدد پاسخ دادن به معضله هویت ملی است. آنچه از آن با عنوان اسلام جدید در ترکیه یاد می کنیم نوعی بازگشت مشتاقانه به دین و ارزش های اسلامی این ملت است که نخستین شعله های آن در اواخر دوران امپراتوری عثمانی روشن شد یعنی هنگامی که هجوم غربی ها بر همه زوایای حیات سیاسی و اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی مردم آسیای صغیر آنها را همچون سایر ملت های مسلمان عضو امپراتوری و بقیه ملت های مسلمان استعمار زده به واکنش و دفاع برانگیخته بود و در این تلاش ملی ،اسلام به مثابه ذخیره بزرگی از توان فرهنگی و تاریخی این ملت مورد بازاندیشی قرار گرفت. در این دوران ترک ها همانند سایر ملل مسلمان تحت فشار استعمار به هویت اصیل خود رجوع کردند و بنیان های اعتقادی آنها برای مقاومت در برابر استعمار و هجوم همه جانبه غرب به کار آمد. از این رو اسلام گرایی ترکیه چندان جنبه سنت گرایانه ندارد بلکه کوششی آگاهانه و جدید برای مقابله و دفاع و ضدیت با جریان زورمند و زورمدار غرب گرایی در ترکیه بوده است و امروز هم به رغم کاهش محسوس خشونت و شدتی که در نتیجه آزمون و خطا در این رویارویی حاصل شده است همچنان به اشکال گوناگون ادامه دارد.
۶) حاصل تعامل این سه نیروی سیاسی در ترکیه هرچه باشد تأثیری بر این واقعیت نمی گذارد که به رغم گذشت چند دهه ،تعارض های گوناگون و تو در تویی که ترکیه با آن روبروست نه تنها حل نشده بلکه دشوار تر و پیچیده تر شده است. این تعارض ها بیانگر نوعی بحران هویت است. بحرانی که میراث دوران امپراتوری و سپس کمالیسم به شمار می آید. در حال حاضر نمودهای بی شماری از این بحران هویت را می توان مشاهده کرد. از یکسو پیوستن به اتحادیه اروپایی با شعار «ما اروپایی هستیم »به آرمان سیاسی بزرگ مردم و دولتمردان ترکیه مبدل شده است و دولت این کشور با پشتیبانی و حمایت تقریبا همه مردم و احزاب و جریان های سیاسی می کوشد تا به هر قیمت به این هدف دست یابد. برای دستیابی به این هدف ترکیه تاکنون از خیر بسیاری از مواهب گذشته و سختی ها و تحقیرهای زیادی را تحمل کرده است و با وجود این اتحادیه اروپایی هر روز موانع جدیدی در این مسیر قرار می دهد و از هر طرف اروپا صداهای مخالف کسانی که اتحادیه اروپایی را باشگاه ملل مسیحی می دانند و ترکیه را بیگانه می خوانند شنیده می شود. امروز در ورزشگاه های اروپایی هرگاه تیم فوتبالی از ترکیه در برابر یک تیم اروپایی قرار می گیرد تماشاچیان تیم رقیب این شعار را سر می دهند که : «ما اروپایی هستیم شما اهل کجایید؟»
۷) ترکیه کشوری اسلامی است،کشوری که اسلام در زندگی روزمره مردم آن جریان دارد و در دهه های اخیر به اندازه ای قدرت خود را در ذهن و دل اکثریت غالب مردم بازیافته است که احزاب اسلامی با حمایت مردمی یکی پس از دیگری ظهور می کنند و در اندک مدتی زمینه سیاسی قدرتمندی پیدا می کنند. هرگاه یکی از این احزاب با فشار و سرکوب از دور خارج شده است بلافاصله حزبی با توان و آمادگی بیشتر پشتیبانی مردمی باز هم افزونتری کسب کرده و اینک کار به جایی رسیده است که حامیان دمکراسی لائیک ترکیه ناچار شده اند خشمگین و خجلت زده ظهور یک حکومت اسلام گرا را با هدایت حزبی که تنها چند ماه پس از تاسیس از همه احزاب رقیب لائیک و ناسیونالیست در انتخابات پیشی گرفت ،بپذیرند.
۸) تردیدی نیست که روی کار آمدن حکومت اردوغان و حزب عدالت و توسعه تحولی بزرگ در تاریخ معاصر ترکیه به شمار می آید ولی امروز همین حزب و همین حکومت در تلاش است تا راه مذاکرات مربوط به پیوستن به اتحادیه اروپایی را هموار کند و بیش از دولتهای قبلی در زمینه روابط با اروپا آمریکا و اسرائیل باز عمل می کند و در صدد تغییر و یا اصلاح بنیان های زندگی لائیک نیز برنیامده است. آیا این بدان معنی است که اردوغان و حزبش اسلام گرا نیستند و یا بیانگر آن است که وی مشروط و موقت بودن حکومت خود را در قالب اصول اساسی لائیسیته به رسمیت می شناسد؟
۹) شاید ترک ها زیستن با تعارض و دست و پا زدن در میان تضادها را پذیرفته اند زیرا دریافته اند که راهی برای خروج از این تناقضهای تاریخی که هویت آنها را تیره و چندگانه کرده است نخواهند یافت. شاید خود این تضاد هویت آنها را تشکیل می دهد. اما درست تر این است که آنها می خواهند اسلام مدرنیته غربی و ناسیونالیسم ترکی را به مثابه اجزای هویت ملی یکپارچه خود به رسمیت بشناسند و هر یک از این عناصر را در حدی که با عناصر دیگر قابل جمع باشد حفظ کنند. این هویت چندگانه و چندلایه احتمالا نه اسلامگرایان جدی را راضی می کند و نه اروپایی ها را که به چیزی کمتر از غربی شدن کامل ترک ها رضایت نمی دهند. ولی به هرحال راهکاری است که برای رهایی از تعارضهای حل ناشدنی هویتی راه حلی عمل گرایانه به دست می دهد
.
 ماخذ:  همشهری دیپلماتیک- Oct 2004 - شماره ۲۸ - ۱۶ آبان ۱۳۸۳